دستبند زندگی ببنديد


كوله حسام هميشه پر از دستبند است. دستبندهايي پلاستيكي به رنگهاي آبي، نارنجي،سفيد و زرد. حسام در هر جايي كه باشد دستبندها را تبليغ ميكند و آنها را ميفروشد. چه در مهماني باشد چه در خيابان، چه در دانشگاه باشد چه در محل كار. حسام يك دستبند فروش است اما شغل حسام دستبند فروشي نيست. حسام يك داوطلب است. داوطلب فروش دستبند. او دستبندها را داوطلبانه ميفروشد و از فروش آنها سودي نميبرد. يعني بابت وقت و انرژي كه صرف فروش دستبندها ميكند پولي عايدش نميشود. او دستبندها را به نفع يك خيريه ميفروشد. خيريه از فروش دستبتندها خير ميبيند. او بيش از دو سال است كه دستبند ميفروشد و تا به حال بيش از دو هزار دستبند به نفع خيريهاي در تهران فروخته است.
رنگ هر دستبند نماد يك رفتار اجتماعي و خريداران دستبند حاميان آن رفتار اجتماعي هستند. آبي نماد مبارزه با اعتياد، زرد نماد حمايت از بيماران مبتلا به سرطان، سفيد نماد حمايت از مدرسهسازي و نارنجي نماد حمايت از حقوق كودكان است. رنگهاي دستبندها در همه جاي دنيا يك معني ميدهد و كساني كه اين دستبندها را به دور دست خود بستهاند با زبان رنگها پيام خود را به جامعه منتقل ميكنند و دغدغه ذهني خود را با ديگران به اشتراك ميگذارند.
اگرچه تا كنون علاقهاي به بستن دستبند نداشتهام و دستبندي از حسام نخريدهام اما از ديدن تلاش حسام براي فروش دستبندها و علاقه و پيگيري او به وجد ميآيم و دوست دارم از كار او حمايت كنم. پس اگر حسام را درجايي ديديد از او دستبند بخواهيد حتما او دستبندي در كولهاش خواهد داشت تا شما را در كاري خير و كنشي اجتماعي شريك كند.
دوغ گران است

نوشابه به دست در خيابان نيلوفر رديف نشسته بودند و كوكاي سياه رنگ را سر ميكشيدند. فوتباليست بودند اما نه از نوع چمني بلكه از نوع خياباني. باعث شدند خاطره فوتبال دوران كودكي در من زنده شود و ياد زانوهاي پاره و آرنج زخمي شده بر اثر ساييده شدن بر روي آسفالت داغ بيفتم. نقطه اشتراك آنها با كودكي از دست رفتهام باعث شد تا گفت و گوي كوتاهي درباره مسائل فوتبال خياباني مثل نوسانات قيمت توپ پلاستيكي، روشهاي بيرون آوردن توپ از زير پلهاي روي جوب و زير ماشينها، نحوه دولايه كردن توپ پلاستيكي و روشهاي مقابله با همسايگان ضدفوتبال داشته باشم. در انتها به عنوان كسي كه چهارتا زانو بيشتر پاره كرده و پا يه سن گذاشته بود شروع به نصيحت كردم و در انتها گفتم بدانيد و آگاه باشيد كه نوشابه به بدن شما آسيب ميرساند و باعث ميشود سلامتي شما به خطر بيفتد بنابراين بهتر است از اين به بعد پس از بازي به جاي نوشابه، دوغ بخوريد. بعد از سخنراني من بچهها باقيمانده نوشابهشان را سركشيدند و در كمال تعجب نه تنها مخالفتي با پيشنهاد من نكردند بلكه گفتند كه ما دوغ را بيشتر از نوشابه دوست داريم اما دوغ گران است و قيمت آن 3 برابر قيمت نوشابه است، به همين خاطر ما نميتوانيم به جاي نوشابه دوغ بخوريم. اگر ميشود شما همينجا بايستيد و بعد از نيمه دوم بازي براي ما و دوستانمان دوغ بخريد. من كه از نصيحتم كاملا پشيمان شده بودم و عجله داشتم گفتم يك نكته را يادم رفت كه در صحبتهاي قبلي بگويم و آن اينست كه مخلوط شدن دوغ و نوشابه ضررهايش از خوردن نوشابه بيشتر است و در ضمن يكي از مضرات دوغ خاصيت خوآب آوري آن و پايين آوردن سطح هوشياري شما است و كفيت بازي شما را خراب ميكند پس فعلا به همان نوشابهخواري ادامه دهيد تا فصل فوتبال تمام شود بعد از آن اگر همديگر را ديديم حتما براي شما دوغ خواهم خريد.
خلاصه پيام اينكه اگر احساس كرديد كه بايد جمعي را نصيحت كنيد ابتدا ببينيد هزينه نصيحتتان چقدر ميشود بعد اگر به صرفه بود شروع به نصيحت بكنيد تا در مخمصه خودساخته گير نيفيتد. شايد كه دوغ گران باشد.