كمربندها را باز كنيد
درب ماشينش به زور هم بسته نميشد و بايد با يك دست درب را نگه ميداشتي تا به بيرون پرت نشوي اما پيرمرد اصرار داشت كه درب را تازه رگلاژ كرده است و بايد آن را به آرامي بست. حدود 70 سال سن داشت اما ماشينش 30 سالي از خودش جوانتر بود. من طبق عادت هنگام نشستن روي صندلي در تلاشي بيهوده سعي در بستن كمربند ايمني در پيكاني داشتم كه هيچ يك از اجزايش نشاني از ايمني نداشت. (قبل از هرچيز بگويم فقط نيمي از تلاشهاي من در بستن كمربند در ماشين مسافركشها به نتيجه ميرسد ولي نكته جالب و سرگرمكنندهاش نطقهاي فلسفي است كه مسافركشها در اين باره ميكنند.)
وقتي داشتم بندي را كه پيرمرد به عنوان كمربند ايمني كار گذاشته بود دور خود ميبستم پيرمرد فرياد برآورد پسرجان نبند چرا ميخواهي ببندي؟ من كه برق از سه فازم پريده بود گفتم: پدرجان كار از محكم كاري عيب نميكند. پيرمرد با لهجه با مزهاش گفت: پسرجان خداوند انسان را آزاد آفريده و بايد آزاد زندگي كنيم. چرا بايد با كمربند دست و پاي خود را ببنديم و آزادي خدادادي را از بين ببريم. اينها به همه جايمان كمربند بستهاند. وقتي بچه بوديم پدرمان با كمربند به جانمان ميافتاد، وقتي بزرگتر شديم تنبان گشادي را به زور پايمان كردند و با كمربند به دور كمرمان سفتش كردند تا نكند يكدفعه تنبان از پايمان در برورد و بيآبرو شويم. حالا هم كه به اين سن و سال رسيدهايم دولت دست از سرمان بر نميدارد و ميخواهد با كمربند ايمني جانمان را بگيرد و اسيرمان كند. خودم شنيدهام كه بعضي از آدمها هنگام تصادف در پشت اين كمربندها گير افتادهاند و مردهاند.
من كه تازه متوجه شده بودم يك عمر در غفلت به دور خود كمربند بستهام و آزاديهاي اساسيام را محدود كردهام به پيرمرد گفتم در ماشينهاي پيشرفته وسيلهاي به نام كيسه هوا كار گذاشتهاند نظرت در مورد آنها چيست؟ گفت تا به حال نديدهام و نشنيدهام ولي مطمئن هستم كه آنها را هم گذاشتهاند تا انسانها را خفه كنند تا هنگام تصادف راحتتر بميرند.
پيام پيرمرد مسافربر داراي چند نكته استراتژيك پنهان و آشكار است كه بايد به آنها توجه شود:
1- كمربند ايمني، كيسه هوا و ترمز ABS جزو نشانهها و ابزارهاي فرهنگ مبتذل و ديكتاتورپرور كشورهاي غربي است كه ميخواهند كشور آزادي مثل ما را با كمربند ايمني به بند كشند، صداي آزاديخواهانه ما را با كيسه هوا خفه كنند و با ترمز ABS جلوي پيشرفت و شتاب سريع ما را در توليد اين همه شهيد و جانباز در جادهها بگيرند تا نگذارند از اين طريق به حقوق مسلم و غيرمسلم خود دست پيدا كنيم.
2- بايد در شاخصههاي آزاديخواهانه خود تجديدنظر و هر نوع كمربند از هر جنس و ماركي را به عنوان سمبل ضد آزاديخواهي نابود كنيم و روز بدون كمربند را در تقويمها بگنجانيم تا روز رهايي از كمربندها فرا برسد تا نوادگان ما مثل ما بوي خوش آزادي را استشمام كنند.
3- نبستن كمربند ريشه در دوران كودكي و آموزشهاي ما دارد اگر ميخواهيد فرزندانتان آزاديخواه بار بيايند و در بزرگسالي زير يوغ كمربند ايمني نروند آنها را روزي چند نوبت با كمربند تنبانتان سياه كنيد. اين عمل هم باعث فعاليت بدني شما و جگرگوشهتان ميشود و هم كودكانتان از نظر رواني كمربند زده ميشوند و تا آخر عمر زير بار هيچ كمربندي نخواهند رفت و آزاد خواهند زيست و آزاده خواهند مرد.
